غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
620
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خانى عن صميم القلب غاشيهء اطاعت و اخلاص سلطان رضيه بر دوش گرفته شمه از خيال بدانديشان را بعرض رسانيدند و شبى بر در سراپرده سلطان مجتمع گشته ملك سيف الدين كوچى و ملك علاء الدين شيرخانى و نظام الملك را طلب نمودند تا مؤاخذ و مقيد گردانند و ايشان سبب طلب را دانسته هريك به طرفى گريختند و بالاخره هردو ملك گرفتار شده بقتل رسيدند و نظام الملك ببعضى از جبال صعب المسالك پناه برده همانجا عالم را بدرود كرد آنگاه سلطان رضيه منصب وزارت را بخواجه مهذب الدين محمد تفويض نمود و سيف الدين ايبك را ملقب بقتلقخان گردانيده امر سردارى سپاه را به او عنايت فرمود و كبير خان را بحكومت لاهور فرستاد و بحسب تقدير همدر آن ايام ملك سيف الدين فوت شده منصب او تعلق بملك قطب الدين حسن گرفت و جمال الدين ياقوت امير الامرا شده در نهايت تقريب لواء دولت او سمت استعلا پذيرفت و بدينواسطه نايرهء حسد ساير امراء اتراك مشتعل گشته كينه رضيه در دل گرفتند و در سنه سبع و ثلثين و ستمائه كبير خان در لاهور سالك طريق عصيان شده سلطان رضيه لشگر بدان صوب كشيد و كبير خان بقدم اعتذار پيش آمده سلطان از وى عفو نمود و ولايت ملتان را نيز بوى تفويض فرمود و عنانيكران بصوب دهلى انعطاف داده در روز پنجشنبه نوزدهم شعبان سنهء مذكوره به مقصد رسيد و در روز چهارشنبه نهم رمضان همين سال بجانب قلعهء تپهنده كه كوتوال آنملك التونيه بود دم از خلاف ميزد متوجه گرديد و چون در نواحى آنحصار نزول اجلال اتفاق افتاد بعضى از اعاظم اتراك بجهة كمال اقتدار و اختيار جمال الدين ياقوت حبشى با ملك التونيه موافق بودند خروج نمودند و ياقوت را شهيد كرده رضيه را مقيد به همان قلعه فرستادند و چون در در صدف محبوس گردانيدند و ملك التونيه رضيه را راضيه ساخته در سلك ازدواج كشيد و روى بتسخير دهلى آورد و حال آنكه معز الدين بهرامشاه بن التمش در غيبت رضيه برضاء امراء دهلى بر تخت سلطنت تمكن يافته بود ذكر سلطان معز الدين بهرامشاه بن التمش چون خبر گرفتارى سلطان رضيه بدهلى رسيد امرا و اشراف متفق گشته در روز دوشنبه بيست و هشتم ماه رمضان سنه سبع و ثلثين و ستمائه معز الدين بهرامشاه را پادشاه ساختند و در روز يكشنبه يازدهم شوال جمعى از اعيان و لشكريان كه بعد از واقعهء رضيه متوجه دهلى شده بودند به مقصد رسيده ايشان نيز به شرط نيابت ملك اختيار الدين الپتكين دست بيعت بمعز الدين دادند و در آن روز منهاج سراج جوزجانى قصيدهء كه در تهنيت بهرامشاه گفته بود بعرض رسانيد بعضى از ابيات آن قصيده اينست كه نوشته مىشود قصيده زهى در شأن تو منزل ز نو آيات سلطانى * خهى در طالعت منظم علامات جهانبانى معز الدين و الدنيا مغيث الحق بالحقى * سليمان سانت در فرمانت هم انسى و هم جانى اگر سلطانى هند است ارث دوده شمسى * به حمد اللّه ز فرزندان توئى آن التمش نانى ؟ ؟ ؟ چو ديدندت همه عالم كه بر حق وارث ملكى * درت را قبله گه كردند